يادم نبود بپرسم
اما
تازگي ها مشكوك ميزنندآدم ها
هر چه به ديوار تكيه مي زنم فرو مي ريزد
كاشكي به خدا نزديك مي شدم شايد
تكليف اين همه تبعيض
اين همه ترديد
اين همه عصيان
معلوم شود شايد!
راستي تو كه همان حوالي بودي حال مرا نپرسيدي؟!
نه !خودم مي دانم سرت خيلي شلوغ است
بايد كمي رعايت كنم
نوبتي!وقتي!شماره حسابي!
ببخش تازگي ها قاطم......................



